عطر تن او پیچیده در باد
هنوز نرفته اس آن بوسه از یاد
گردش بچرخم, با جیغ و فریاد
از شوق گل چون, پروانه ای شاد
دستش را که, به دست من داد
در دم در آغوش, رها و آزاد
دلبر چگونه, دل به دلم داد
هر لحظه گردد, خراب و آباد
سوزد در آتش, ای داد و بیداد
عشق بود آن که, بر جانم افتاد
تا کام از جان, بگرفت به بامداد
رفت و پیراهنش, از او به جا ماند!
تنها شد دل, گناهش زان باد
دست رفاقت, به نا اهل بداد
* زهرا تابان
برچسب: پیراهن,یوسف,
نویسنده: آدرین حسینی
تاريخ: شنبه
4 شهريور
1396 ساعت: 2:39