خرید بک لینک
یادت آمد گفته بودم یوسفت آید به کنعان غم مخور
گفته بودم که نشانی باشدش یایس مباش و غم مخور
گفته بودند اهل شهر که ای دلبری مه رو نما
خسته و چشم انتظار یاراست غم مخور
هر که را پرسش کنی از عطر موی سیهش

گر نسیمی باشدش از سوی مغرب غم مخور
دلبری مه پیکری شیرین لبی قامت بلند

دیده شد در هیبتی سنگین قدم غم مخور
وز همه غصه که با جان و دل و خون خورده ای

کاید شهد خبری از قاصدک غم مخور
یاد او پیراهنش عطر تنش

نیست زین پس آرزویی غم مخور
یادت آمد گفته بودم یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

*زهرا تابان

برچسب: یوسف,گمگشته, نویسنده: آدرین حسینی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:39

صفحه بندی