
ترس من از با تو بودن نیست، ترس من از توست.... تویی که با لبریزی ات از عشق، مرا تشنه نگه داشته ای....ترس تو از چیست؟ از من؟ از عشق؟ از آینده؟ اکنون که هر دو در حال بسر میبریم، من گذشته را از یاد میبرم تو آینده را.....دستت را بمن بده که این لحظه اگر دیر جنبید، دستی از غیب مرا از تو دور خواهد کرد....*زهرا تابان ...
ادامه مطلب